رقص برگها
باد سازش را كوك مي كند .
باد ني لبك مي زند .
ساز او آوايي سوزناك دارد
غم به دل مي نشيند
برگها همراه تو رقصيدن آغاز مي كنند
برگها خسته شده اند
به خواب رفته اند
تو امّا همچنان – برهنه تر از باد
به سازش مي رقصي